یا رب از مادر گیتی به چه طالع زادم
"حافظ"
یک روزند
تکه تکه
میان شبی بی پایان
"شمس لنگرودی"
ساقی بیا که هاتف غیبم به مژده گفت
با درد صبر کن که دوا میفرستمت
پ ن : همیشه باید صبر کنم . صبر همخونهی همیشهگی منه .
ای با من و پنهان چو دل از دل سلامت می کنم
تو کعبه ای هر جا روم قصد مقامت می کنم
هر جا که هستی حاضری از دور در ما ناظری
پ ن : از صبح تا حالا این شعر از مولانا با صدای استاد شجریان افتاده رو زبونم ....
«خنک آن قمار باز که بباخت آنچه بودش
و نماند چیزی
الا هوس قمار دیگر»

پوشیده چون جان می روی اندر میان جان من
سرو خرامان منی ای رونق بستان من
هر کسي از ظن خود شد يار من
از درون من نجست اسرار من

ياد باد انکه سر کوی توام منزل بود
ديده را روشنی از خاک درت حاصل بود
راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک
بر زبان بود مرا انچه تو را در دل بود
در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز
چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود
در دايره قسمت ما نقطه نقطه پرگاريم
لطف انچه تو انديشی حکم انچه تو فرمايي
يا رب اين قافله را لطف ازل بدرقه باد
که از او خصم به دام امد و معشوق به کام