تبليغاتX
Coffee Mix l Orkideh’s diary
وقتی که خسته و کوفته ، بعد از سر و کله زدن با یه مشت آدم زبون نفهم، می رسم خونه ،دوست دارم . . . . . . . . . . 

یکشنبه 10 شهریور1387ساعت 21:15 توسط ارکیده/همینجوری/

 

گاهی اوقات از یکسری حس ها و احساس های خودم متعجب می شم .

سه شنبه 22 مرداد1387ساعت 17:39 توسط ارکیده/همینجوری/
به قول مانی :

سطح اچپرس*‏ ِامروز خیلی زیاده !!! 

* استرس

شنبه 29 تیر1387ساعت 12:2 توسط ارکیده/همینجوری/

  

Oh God

 

کاش می فهمیدن؛

از این طور نسخه پیچیدن ها چه قدر بیزارم.

کاش یه چیزایی رو می فهمیدن؛

کاش می دونستن کسی باید اونقدر برات عزیز باشه

تا تو به خاطراون خیلی چیزها رو قبول کنی 

از خیلی علاقه مندیهات بگذری و . . . .

 

شنبه 25 خرداد1387ساعت 0:4 توسط ارکیده/همینجوری/

چرا هیچ وقت اون چیزی که آدم می خواد نمیشه؟؟؟؟؟؟؟

چهارشنبه 18 اردیبهشت1387ساعت 18:7 توسط ارکیده/همینجوری/

فکر کردن به بعضی چیزا نه تنها باعث نمی شه که راه حلی پیدا بشه، گاهی هم باعث می شه که آدم هی شاخ و برگ به اون موضوع بده، بعد یهو به خودت می یای و چشمت و باز می کنی، می بینی:

یا یه درخت پر از شاخ و برگ برای خودت ساختی یا وسط یه چاه عمیق گیر افتادی، که خودت هم می مونی که چه طور باید از وسط این چیزی که ساختی خارج شی.

یا اینکه هم مثل الانِ من چایی‏ت سرد شده و از دهن افتاده .

یاد این بیت شعر از حافظ می افتم :

تو خود حجاب خودی

حافظ از میان برخیز
سه شنبه 20 فروردین1387ساعت 21:16 توسط ارکیده/همینجوری/

 

محمدصالح اعلاء توی  Header وبلاگش نوشته :

چپ می رم خوشبخت ام

راست میرم خوشبخت ام

می خوابم خوشبخت ام

بیدار می شم خوشبخت ام

خوشبختی مثل آدامس چسبیده به آستین کت ام

جالبه. . . . .

 

 

چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت 19:17 توسط ارکیده/همینجوری/
 

 

من الان دلم می خواد یکی حالم رو بپرسه

جمعه 14 دی1386ساعت 21:31 توسط ارکیده/همینجوری/

         

کودک درونم

کز کرده

یه گوشه نشسته

با چشماش می گه

      بغل بغل         

                       MWP0018884

پنجشنبه 15 شهریور1386ساعت 10:11 توسط ارکیده/همینجوری/

 دل خوش می کنم

به صدای کوکوی کبوتری

رو ی بام خانه ام

و آرزو می کنم

شاید

خبر خوشی آورده باشد

شاید ....

 

سه شنبه 6 شهریور1386ساعت 11:37 توسط ارکیده/همینجوری/
حس یک تجربه

این روزها دلم حس یک تجربه را خواست ، یعنی ناخوداگاه دلم برای یک حس تنگ شد .

انقدر دلم این حس را خواست که گفتم بگذار این جا هم بنویسم .حس مادر شدن ، حس عشق مادری ، حس دنبال یک بچه دویدن ، برایش عزیزی کردن ، دعوایش کردن، بوسیدنش، بوییدنش ، در کل دلم خواست مادر باشم ، دلم خواست بچه ای داشته باشم .

دیروز که در خیابان راه می رفتم خانمی حامله را دیدم تقریبا ماه های آخرش می نمود ...ناخوداگاه دستم به سمت شکم خودم رفت و شروع کردم برای کسی که اصلا در راه نیست شعر خواندن ،  لالایی خواندن ، عزیزی کردن ،به خودم که آومدم از داشتن این حس تعجب کردم ، منی که از بچه ها متنفر بودم و اصولا هیچ بچه ای را نمی توانستم تحمل کنم حالا خواهان بچه ای بودم ، آن هم مال خودم  .

 پ ن : مراقب باشیم ، نورها و خیرهایی را که بر سر راهمان قرار می گیرد را درست ببینیم .

سه شنبه 30 مرداد1386ساعت 14:19 توسط ارکیده/همینجوری/

 

همکار محترم می گه

اینجا که به رشته ات نمی خوره

چیزی بهش نمی گم

اما با خودم می گم

شاید دنبال یه خاطره قدیمی ام

همین

دوشنبه 25 تیر1386ساعت 12:38 توسط ارکیده/همینجوری/

ارزش ادماتو این دنیا مثل ارزش سهام تو بازار بورس می مونه

گاهی این ارزش صعود میکنه و گاهی سقوط

مراقب باش

که تو این بازار سهام

ارزشت سقوط نکنه 

                                  Image hosted by allyoucanupload.com

چهارشنبه 20 تیر1386ساعت 22:14 توسط ارکیده/همینجوری/

گاهی

انسانها از سر بی دردی

به درد مبتلا میشوند

چهارشنبه 23 خرداد1386ساعت 23:54 توسط ارکیده/همینجوری/

 

ادم گاهی دوست داره در موقع مواجه با حرفهاي ديگران

بهشون بگه

به من چه ؟؟

من چی کار کنم ؟؟

نفت بخورم خوبه ؟؟

اقا اصلا اون گالن 20 ليتری نفت رو بده من بخورم

از دست حرف های اين ادم راحت شم

به من چه

ولي خوب ادب حکم ميکنه سکوت اختيار کني

 

پنجشنبه 30 فروردین1386ساعت 21:30 توسط ارکیده/همینجوری/

 

مادر امروز جور ديگري نگاهم مي‌كرد
تو مي‌گويي چيزي در چشم‌هاي من پيداست؟!

پنجشنبه جشن نامزدی مرجان هست ، دارم مي رم پيشش ، تا کنارش باشم ..اميدوارم خوشبخت بشه

چهارشنبه 15 فروردین1386ساعت 3:17 توسط ارکیده/همینجوری/

این روزا دارم خودم و اماده میکنم برای هر چی که میخواد پیش بیاد .

دارم خودم و برای بد و بدتر از بدتر اماده میکنم .

دیگه کاری از دست من بر نمیاد باید نشست و دید چی میشه

پنجشنبه 28 دی1385ساعت 0:20 توسط ارکیده/همینجوری/