ای آفریده فرمانبردار
ای دونده سریع که در میان منزلهایی معین در آمد و شد هستی
و دائما گردش می کنی در مدار تدبیر الهی
ایمان دارم به کسی که به وسیله تو تاریکی ها را روشن نمود
و آشکار ساخت مبهمات را در پرتوت
و قرار داد تو را نشانه ای از نشانه های فرمانروائی خود و علامتی از علامتهای سلطنت خود
و خداوند تو را در حالات مختلف به خدمت گماشته
گاهی تو را بزرگ و گاهی کوچک و زمانی در طلوع و زمانی دیگر در غروب می خواهد
وگاهی در حال نورافشانی و گاه در حالتی تیره
در تمام این حالات تو فرمانبردار خدا هستی و به سرعت به هر چه اراده او خواهد می شتابی
خداوند چه قدر در تدبیر امر تو حکمت به کار برده و چه دقیق است آنچه درباره تو انجام داده
تو را کلید ماهی نو برای کاری نو ساخته
پس از خدا بخواه :
همان که پروردگار من و تو و آفریننده من و توست
هم تقدیر من به دست قدرت اوست هم تقدیر تو
هم نقش مرا او صورت زده و هم نقش تو را
از چنین خدایی مسئلت دارم که رحمت مخصوص خودش را بر محمد(ص) و آل پاکش فرستد
و اینکه قرار دهد تو را برای این ماه جدید نعمت و برکت که گردش ایام آن را از بین نبرد .
"صحیفه سجادیه/ فرازی از دعای آن حضرت هنگام حلول ماه مبارک رمضان "
ماه رمضان که میشه چه روزه دار باشی و چه نباشی همیشه یه حس غریب و مبهم باهاته . حسی که انگار دیگه وقتشه، باید یه تکون درست و حسابی به خودت بدی ، ببینی کجای این دنیا وایسادی، چی کارا کردی، چی کارا باید بکنی حتی اگه روسیاه ترین آدم هم باشی باز هم صدای خدا رو می شنوی ، می شنوی که داره صدات می کنه :
" بشتابید به سوی مغفرت پروردگار خود و بهشتی که پهنای آن آسمان ها و زمین است و مهیا برای پرهیز کاران "
« سوره آل عمران آیه 133 »
ماه رمضان که می شه ؛ هم این که تو تاریک و روشن سحر بلند شی و بینی هنوز در همسایگی ات چراغی وقت سحر روشن می شود و تو با دست های کودکی ات آنها را نشانه می روی؛
همین که عصر باشد و موقع اذان و تو با ربنای شجریان یک بند توی دلت با خدا راز و نیاز کنی؛
یعنی اینکه هنوز باور داری رحمت لایزال او را .
حالا دیگه مدتهاست به رمضان به چشم یه تحول نگاه می کنم.
نوستالژی اول :دارم فکر می کنم جایه چه کسایی خالیه . رمضان پارسال کجا و رمضان امسال کجا به قول فروغ گاهی فکر می کنم خواب دیده ام یک رویا بینی کامل
نوستالژی دوم : بغض می کنم ، مثل دم سال تحویل .




