سلام زیبا
هوای حوصله ابری است زیبا . . . . . .
چشمی از عشق ببخشایم
تا رو به آفتاب بشوید ، دلتنگی مرا
زیبا !
هنوز عشق
در حول و حوش چشم تو می چرخد
از من مگیر چشم
دست مرا بگیر و
کوچه های محبت را با من بگرد
یادم بده چگونه بخوانم
تا عشق در تمامی دلها جاری شود
یادم بده چگونه نگاهت کنم
که تردی بالایت در تند باد عشق نلرزد
زیبا !
آنگونه عاشقم که حرمت مجنون را
احساس می کنم
آنگونه عاشقم که نیستان را یکجا هوای حوصله دارم
آنگونه عاشقم که هر نفسم شعر است
زیبا !
چشم تو شعر ، چشم تو شاعر است
من دزد شعرهای چشم تو هستم
زیبا !
کنار حوصله ام بنشین
بنشین مرا به شط غزل بنشان
بنشان مرا به منظره عشق
بنشان مرا به منظره باران
بنشان مرا به منظره رویش
من سبزمی شو م
زیبا !
ستاره های کلامت را
در لحظه های ساکت عاشق بر من ببار
بر من ببار تا که برویم بهاروار
عشق از تو بود و
چشم بچرخانم بر حول این مدار
زیبا !
تمام حرف دلم این است
من عشق را به نام تو آغاز کردم
در هر کجای عشق که هستی
آغاز کن مرا
سید علی صالحی
پی نوشتانه : درست یادم نیست کِی بود ، فکر کنم یکی شبای ذی الحجه بود ، تنها توی اتاقم نشسته بودم، موج رادیوی کوچیکم روی شبکه جوان بود و اکیپی که از رادیو جوان رفته بودن مکه و مدینه، کنار مسجد النبی برنامه اجرا می کردن، هر کس هر دعا و نیایشی که به ذهنش می رسید می خوند تا اینکه وحید جلیلوند این قطعه ی زیبای" زیبا سلام" رو خوند یه حس خاصی بود آدم پرواز می کرد می رفت جایی که باید باشه ، روی عرش ملکوت زیبای خدا .........